مست و مینی بوس "صرفا جهت خوندن و خندیدن"

به نام خدا صرفا جهت خوندن و خندیدن

مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود ، یه مردی رو میبینن که تلو تلو میخورد و منتظر تاکسی بود رو میبینن.فکر میکنن حالش بده وامیستن و مرد بیچاره رو سوار میکنن. همینکه راه میافتن ، مرد مست به دور و ورش یه نیگاهی
میکنه و میگه :
عقبی ها بی شرفن ، جلویی ها بی ناموسن ، سمت راستی ها بی همه چیزن و سمت چپی ها بی پدر و مادرن !

راننده مینی بوس شاکی میشه و همچین میکوبه روی ترمز که همه ی مسافرا روی
همدیگه میافتند ! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرا میکشه بیرون و میگه: مردک اگه جرات داری یه بار دیگه بگو کی بی شرف و بی همه چیز و بی ناموس و بی پدر و مادره !

مسته با کمال خونسردی میگه : من از کجا بدونم ! … با اون
ترمزی که توکردی ، همه قاطی شدند!!!


/ 0 نظر / 13 بازدید